ورود |عضويت يكشنبه 01 اردیبهشت ماه 1398
  گوشه ای از حیات نورانی امام رضا(علیه السلام)

ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) هشتمین امام شیعه اثنی عشری (۱۴۸–۲۰۳ه‍.ق.)، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقب، ‌رضا و عالم آل محمد، است. امام رضا(ع) در شهر مدینه به دنیا آمد و در طوس به شهادت رسید.

 مأمون عباسی، امام هشتم را به اجبار به خراسان و محل خلافت خویش، منتقل کرد و علیرغم اکراه امام، به عنوان ولیعهد خویش مطرح کرد. امام رضا(ع) پس از هفده سال سکونت در مدینه، پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در ۵۵ سالگی به دست این خلیفه عباسی به شهادت رسید. جلسات مناظره‌ای که مأمون عباسی میان امام هشتم و بزرگان ادیان و مذاهب مختلف، تشکیل می‌داد، در تاریخ اسلام، ماندگار شد

 اکنون و به مناسبت ولادت امام علی بن موسی الرضا، فرازهای از حیات این امام همام، را از نظر، میگذرانیم:

 علت نامگذاری امام هشتم به نام رضا(علیه السلام)

 

نام اصلی امام هشتم، علی بن موسی، می باشد و علت نامگذاری ایشان به رضا، جهاتی مختلفی داشته است. لکن، آنچه که به دروغ به امام هشتم، نسبت داده میشود این است که: چون امام هشتم، به ولایت عهدی مامون، خلیفه عباسی، رضایت دادند و پذیرفتند، به "رضا" ملقب شدند. درحالیکه، در روایات اسلامی، این نظریه، بشدت رد شده است و تلاش دشمنان برای بی اعتبار کردن مقام امامت، تلقی شده است. امام جواد، در رد این نسبت، چنین، میفرمایند:

کذبوا و الله فجروا (بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۴) سوگند به خدا، آنها که چنین، نسبتی میدهند، دروغ میگویند و گناه بزرگی را مرتکب میشوند.بلکه امام جواد(علیه السلام) فرمودند :پدرم راضی به قضای الهی بود

 سیره عملی امام رضا، نماز اول وقت در هنگام مناظره

 

به دستور مأمون، علمای برجسته از مذاهب گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‌شدند و امام رضا علیه‌السلام با آنها بحث و مناظره می‌کرد. در یکی از این مجالس مناظرات امام رضا علیه‏السلام، «عمران صابی» که از فحول دانشمندان بود، در مجلس حاضر شد و در حضور مأمون درباره‏ی توحید خدا، با امام رضا علیه‏السلام به بحث پرداخت، هر سؤالی که مطرح می‏کرد، امام با استدلال محکم، جواب او را می‏داد، بحث و مناظره به اوج خود رسیده بود و کاملا داغ شده بود، در همین هنگام وقت ظهر فرارسید. امام رضا علیه‏السلام هماندم به یاد نماز افتاد و به مأمون فرمود: الصلاة قد حضرت: «وقت نماز فرارسید.» عمران صابی گفت: یا سیدی لا تقطع علی مسألتی فقد رق قلبی: «ای آقای من! دنباله‏ی بحث و بررسی و پاسخ به سؤال مرا قطع نکن همانا قلبم برای پذیرش سخن شما، نرم شده است  و آماده پذیرش دین اسلام هستم. اما، امام رضا علیه‏السلام (تحت تأثیر احساسات عمران صابی قرار نگرفت) و فرمود: نصلی و نعود: «نماز را انجام می‏دهیم و بازمی‏گردیم امام رضا علیه‏السلام با همراهان برخاستند، و نماز را خواندند، و پس از نماز به همان مجلس بازگشته و به بحث و بررسی ادامه دادندودر همان جلسه عمران صابی مسلمان شد. (عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۷۲)

 

 لقب ضامن آهو، برای امام رضا، افسانه یا واقعیت؟

 

لقب “ضامن آهو”در نگاه عامه مردم به امام رضا علیه‌السلام نسبت داده شده است، ولی در واقع جزو القاب آن حضرت نیست. زیرا در آموزه های دینی گزینش اسم و لقب برای امامان معصوم (علیهم السلام) با معیارهای خاصی صورت می گیرد. البته در عرف مردم، آن جناب (علیه السلام)، به عنوان «ضامن آهو» شهرت دارد. این داستان آن گونه که در میان مردم مشهور است، در منابع حدیثی شیعی، موجود نیست. و داستانی متفاوت از آنچه بر سر زبان ها است، در کتاب شیخ صدوق، نقل شده است (عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۲۸۵ و ۲۸۶) که سال ها بعد از شهادت امام رضا(ع) اتفاق افتاده است، و نه در عصر امام. بنابراین، داستان مشهور نزد مردم (ضمانت آهو توسط امام رضا نزد شکارچی)، صحت ندارد و آنچه در منابع حدیثی شیعه، نقل شده است، متفاوت می باشد. اما شبیه به نقلی که در میان عامه مردم مطرح است، در معجزاتی که منسوب به رسول خدا (ص)، امام سجاد  و امام صادق  است، وجود دارد. اما صحت داستان مشهور به امام هشتم، معتبر نیست.

 ***

 شیعیان واقعی از منظر امام رضا(علیه السلام) 

بعد از آن که مأمون عباسی ولایت عهدی را به حضرت علی بن موسی الرضا علیهم‌االسلام تحمیل و واگذار کرد، روزی خادم حضرت، وارد شد و گفت: عده ای جلوی درب منزل آمده و اجازه ی ورود می خواهند؛ و می گویند که ما از شیعیان امام علی علیه السلام هستیم. حضرت فرمود: من مشغول کاری می باشم، ایشان را از ورود به منزل منصرف گردان، خادم طبق دستور حضرت آن افراد را منصرف کرد؛ و چون روز دیگر فرارسید، دوباره آمدند و همانند روز قبل گفتند: ما از شیعیان شما می باشیم؛ و دوباره حضرت آنها را نپذیرفت و بازگردانید.

 

تا آن که مدت دو ماه بر همین منوال سپری گشت و امام علیه السلام اجازه ی ورود و ملاقات به آنها نمی داد؛ و چون ناامید شدند، به خادم حضرت گفتند: به مولا و سرور ما بگو: ما عده ای از شیعیان پدرت، امام علی بن ابی طالب علیه السلام هستیم، آمدیم و شما ما را نپذیرفتی؛ و مخالفین، ما را سرزنش و شماتت می‌کنند، از تحمل چنین حالتی ناتوانیم؛ و به سوی شهر خود بازمی‌گردیم و ناچاریم که از محل و دیار خویش کوچ نمائیم؛ چون (با این جریان) از اهالی شرمنده و خجالت زده ایم.

 

هنگامی که پیام ایشان به امام رضا علیه السلام رسید، به دربان خود فرمود: به آنها اجازه بده تا وارد شوند، موقعی که وارد شدند، سلام کردند؛ ولی حضرت جواب آنها را نداد و اجازه‌ی نشستن هم نداد؛ و چون لحظاتی را سر پا ایستادند، اظهار داشتند: یابن رسول الله! این چه ظلم بزرگ و سبک کردنی است که نسبت به ما روا داشته‌ای؟! بعد از این جریان، آبروئی برای ما باقی نمانده است!

 

حضرت فرمود: سخن خداوند را بخوانید که فرموده است: «آنچه از مصائب و سختی ها به شما می رسد، در اثر کردار و گفتار خودتان می باشد؛ ولی خداوند بسیاری از خطاها را عفو می نماید». و سپس افزود: من در آنچه که درباره ی شما انجام دادم، به پروردگارم و جدم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و پدرم، امیرالمؤمنین علی و دیگر ائمه علیهم السلام اقتدا نموده ام.

 

اظهار داشتند: یابن رسول الله! مگر ما چه کرده ایم و گناه ما چیست؟ حضرت فرمود: به جهت ادعائی که کردید و اظهار داشتید که از شیعیان امام علی علیه السلام هستیم. وای بر حال شما! همانا شیعه ی علی علیه السلام؛ حسن، حسین علیهماالسلام، ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و محمد بن ابی بکر می باشند، آنهائی که در هیچ موردی از دستورات آن حضرت سرپیچی و تخلف نداشته اند؛ ولیکن شما در حالتی اظهار می دارید شیعه هستید، که در بسیاری از کردار و گفتارتان مخالفت وجود دارد؛ و در بسیاری از واجبات الهی کوتاهی می نمائید، بسیاری از حقوق مهم برادران دینی خود را سبک دانسته و اهمیتی نمی دهید؛ 

پس چنانکه گفته بودید: از دوستان و علاقه مندان امام علی علیه السلام هستیم و دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن می داریم، شما را در گفتارتان تکذیب و رد نمی کردم؛ چون این موقعیت و منزلتی را که شما ادعا کردید، بسیار عظیم و حساس می باشد. اگر گفتار شما با کردارتان منطبق نباشد، هلاک خواهید شد، مگر آن که رحمت الهی شامل حالتان گردد.

 

عرضه داشتند: یابن رسول الله! ما از گفتار گذشته خویش پشیمان هستیم و به درگاه خداوند یکتا توبه نموده و طلب مغفرت می نمائیم؛ و آنچه را که شما به ما آموختید؛ می گوئیم که ما از دوستان شما و دشمن دشمنان شما هستیم. در این موقع، حضرت آنها را مورد لطف قرار داد و فرمود: مرحبا، خوش آمدید؛ و بعد از آن که احترام شایانی از آنها به عمل آورد، به خادم خود فرمود: به تعداد مراحلی که از ورودشان به منزل مانع شدی، بر آنها سلام کن؛ چون از کردار خود توبه نمودندو سپس امام رضا، دستور داد تا از آنها نسبت به مشکلاتشان دلجوئی شود؛ و هدایای قابل توجهی نیز به آنها مبذول نمود.(بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۵۸-۱۵۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۲۱۷)

 

 
Copyright (c) 1398/02/01 پرتال مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا