ورود |عضويت پنج شنبه 30 خرداد ماه 1398
  تربیت در محیط رفاقتی:3

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

رُوِیَ عَن رَسولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :

« إِنَّ الغَیرَهَ مِنَ الایمان»[1] غيرت از نشانه‏هاي ايمان است.

بحث ما راجع به تربیت به معناي روش رفتاری و کرداری دادن بود و گفته شد كه انسان به‏طور معمول و متعارف در چهار محیط روش می‏گیرد؛ خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی. فضای پنجمی هم وجود دارد كه حاکم بر آن‏ها است. در جلسات گذشته بحث ما پيرامون محیط سوم یعنی محیط رفاقتی بود كه نكاتي را درباره مصاحبت و معاشرت که معمولاً رفاقت‏ها هم از همین‏ امور نشأت می‏گیرد مطرح كرديم. همچنين عرض کردم كه این محیط، اثرش نسبت به دو محيط قبلي بيشتر است و چه بسا ممکن است كه آثار تربيتي آنها را خنثی کند. لذا اين محيط برای انسان چه در بعد تخریبی‏، چه در بعد سازندگی‏، نقش سرنوشت‏ساز دارد.

بالاخره بحث ما به اینجا رسید که آن چيزي كه بايد در معاشرت‏ها، رفاقت‏ها و مصاحبت‏ها و به طور كلّي در روابط تنگاتنگ، محور قرار بگیرد، معنویّت است. اگر معنویت محور باشد، این پیوند رفاقتی پایدار می‏ماند و در نشأتین، يعني در دنیا و آخرت مؤثر است و انسان از آن سود می‏برد. امّا اگر محور دوستي مادیّت باشد، آنجا است که انسان ضرر مي‏گند و حتی ممكن است كه در همين دنیا نيز بالأخره‏ پشیمان شود. روایات متعددي را نيز مطرح کردم.

امّا این جلسه! در این جلسه من مي‏خواهم یک قانون کلی الهی را در ارتباط با معاشرت، رفاقت و مصاحبت یعنی رابطه تنگاتنگ مطرح کنم. این آیه شریفه در سوره کهف آمده و خطاب به پیغمبر اکرم است كه مسأله مصاحبت و معاشرت پیغمبر را مطرح مي‏نمايد. به طور كلّي مجالست و معاشرت از رفاقت و پیوند رفاقتی نشأت می‏گیرد كه من در ابتدا آیه شریفه را می‏خوانم بعد اشاراتی که نسبت به این جهت، در آیه وجود دارد را عرض می‏کنم. خداوند خطاب به پیغمبر اکرم می‏فرماید: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»[2] خود را به همراه كساني قرار ده كه خداي خويش را شبان و روزان مي‏خوانند و به دنبال رضايت اويند! و چشم از آنها برمدار براي اين‏كه زيبايي‏هاي دنيا را مي‏خواهي! و از كسي كه قلبش را از ياد خويش غافل ساخته‏ايم، اطاعت نكن! همچنين از كسي كه از هواي نفسش پيروي مي‏كند و در كار خود زياده روي دارد.

راجع به شأن نزول آیه بعضی‏ها گفته‏اند که پیغمبر اکرم با كساني چون سلمان رابطه تنگاتنگي داشت كه باعث شد كه بعضی از دنیاداران كه محور تمامي معاشرت‏ها، مجالست‏ها و رفاقت‏هایشان دنیا و مسائل مادی بود، بيايند و به پيغمبر بگويند كه اگر این‏ها را از خودت دور کنی، یعنی پیوند رفاقتی‏ات را با این‏ها قطع کنی، ما می‏آییم و با تو رفیق می‏شویم. بعضی‏ها اینگونه نقل کرده‏اند كه بعد از اين ماجرا، این آیه نازل شد.چون من نمي‏خواهم وارد تفسير شوم، فقط به همین مقدار که در ارتباط با بحث است عرض کردم. در اين آيه چند مطلب هست كه من این‏ها را شمارش می‏کنم.

یک، این‏كه خداوند در امر مصاحبت، معاشرت و رفاقت امر به پایداری می‏کند. امّا نسبت به چه اشخاص و چه کسانی؟ «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ» امر به پایداری در رفاقت است. خداوند پيغمبر را به استقامت و پايداري در دوستي و همنشيني «مَعَ الَّذينَ» با کسانی که «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ» صبح و شام خداوند، ربّ و پروردگارشان را می‏خوانند امر مي‏كند. «شبانه ‏روز» بحث صبح و شب نیست. اشتباه نشود! اين كنايه است از اين‏كه اينها در طول شبانه‏روز غفلت از خدا ندارند.

انسان این‏گونه است كه اگر چیزی برايش مهم بوده و از نظر درونی‏ برايش خیلی اهمیت داشته باشد، همیشه همان چيز در نظرش مجسم مي‏شود و ممكن نيست كه آن را فراموش کند. بستگي دارد به آن اهمیتی که آن مسأله دارد، فكر و ذهن انسان را مشغول مي‏كند. يعني هرچه مهم‏تر باشد و بيشتر در نظر انسان اهميّت داشته باشد، بيشتر ذهن و ياد انسان را به خود مشغول مي‏كند. پیش اين افراد چه چيزي اهمیت دارد كه پيغمبر به دوستي با آن‏ها و استقامت در اين رفاقت امر شده است؟ نزد این‏ها «خدا» اهمیت دارد، چون در تمام شبانه‏روز به یاد خدا هستند. خدا مي‏فرمايند: رفاقتت را با این‏ها پایدار بدار! «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ»

این یک قانون است كه به شما مي‏گویم. من این آیه را مطرح کردم تا به صورت كامل و واضح مطلب را بگویم. اين نكته به درد همگان می‏خورد! بايد رفاقت، با این افراد باشد و پایدار هم بماند. از حرف این و آن نهراس! پس در این‏جا آن‏چه که محور معاشرت، رفاقت، مصاحبت و رابطه تنگاتنگ با ديگران است، یاد خدا است. با كسي رفيق شو كه خدا از یادش نرود! در طول شبانه‏روز، خدا از یادش نرود!

در این‏جا یک مسأله پیش می‏آید كه من این را نيز تذکر بدهم که انسان از کجا مي‏تواند بفهمد كه فلان شخص، با خدا است و خدا از یادش نمی‏رود؟ چون می‏گویند ظاهر و باطن انسان‏ها كاملاً مطابق و برابر با يكديگر نيست. مثلاً اگر كسي دائماً ذکر مي‏گوید، بسيار دعا مي‏خواند و ... همان كسي است كه مورد بحث ما است؟ خداوند می‏گوید: نه! شعور پیدا کن و باشعور باش! ببين كه او اين كارها را براي چه انجام مي‏دهد. آيا براي ظاهر سازي است يا براي انجام تكاليف الهي؟! اگر «يُريدُونَ وَجْهَهُ» بود، خوب است. این‏ها ظواهر است كه می‏بینیم رعايت كرده و به اصطلاح متشرّع است، اما اين كافي نيست. اگر ظواهر دين را اظهار می‏کند و اين‏طور جلوه مي‏نمايد كه خدا سرش می‏شود، کافی نیست. بلکه علاوه بر ظاهر نيكو بايد از نظر باطن هم این‏ها «يُريدُونَ وَجْهَهُ» خدا را بخواهند. هدفشان از انجام فرائض و پايبندي به شرع اين نباشد كه بخواهند من و تو را فریب دهند. قصدشان ریاکاری نباشد! مِن باب خدعه و خودنمایی نباشد!

چون ممکن است ظاهری فریبنده داشته باشد، ولی از نظر باطن هدفی شیطانی داشته باشد! مثلاً بخواهد امثال من را كه مذهبی‏ها را دوست داریم، فریب دهد. فریب ظواهر را نخور! در انتخاب در رفاقت دقت كن! معیارت، ظاهر فریبنده نباشد! بلکه بايد معيار و ملاكت، باطن باشد.

من گام به گام پیش می‏روم. مطلب چهارم، كه دوباره تأکید می‏کند اين است كه چنین آدم‏هایی را اگر به دست آوردی، اول در رفاقت با آنها پایداری کن، بعد می‏گوید دست از او نکش! چشم از او نپوش! «وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ» چشم‏هایت را از این‏ها برندار! دو چشمت را از آنها برندار، کنایه است از اين كه پاي آن بایست! یک وقت از او منصرف نشوی و به جای دیگر بروي! وقتي می‏گوییم فلاني را زیر نظر داشته باش، معنایش این است كه حواست به او باشد، نكند او را از دست بدهي! چرای اين قضيه هم خیلی روشن است. چون ما در بحث‏هایمان گفتیم كه این رابطه، یک رابطه سرنوشت‏ساز در دنيا و آخرت است. این رابطه دوستي در نشئه قیامت هم كه جاودانه است، نقش دارد و چون در نشأتین برای تو مؤثر است، نقش سرنوشت‏ساز دارد و تو را می‏سازد، چشم به او بدوز!

خداوند تا اینجا، گام به گام جنبه‏های کسانی که انسان باید در انتخاب رفيق، معاشر و مصاحب خود مدّ نظر داشته باشد را، به پیغمبر می‏فرماید. اين يك قانون الهی است. چه کسی را انتخاب کنم؟ می‏گوید یک چنین آدمی را انتخاب کن! در رفاقت با او نيز، پایدار باش! از او منصرف نشو و چشم از او برندار!

مقابل‏اش را هم برای تو طرح می‏کند. در همین آیه مي‏گويد كه مقابلش کیست. رفاقت با چه کسی نكن؟ ببینید چقدر جامع و مطلب را بيان مي‏فرمايد. «تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا» آن کسی که فقط مادیت و نشئه دنیا را هدف‏گیری کرده است، زندگی مرفِه و زيباي دنیایی را دنبال مي‏كند به درد دوستي و معاشرت نمي‏خورد. نهی از معاشرت و مصاحبت با این‏ها می‏كند. دليلش هم معلوم است. چون چنين رابطه‏اي نقش تخریبی‏اش بيشتر از نقش سازندگی آن است بلكه فقط نقش تخریبی دارد.

حال ببينيم سرآمد زینت زندگي دنیایی چیست؟ اگر ما بخواهیم خلاصه‏اش کنیم، سرآمد زینت زندگی دنیا، مال و جاه است. يك وقت از كساني که این چيزها را هدف‏گیری کرده‏اند روش نگيري! «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا» از کسی که دلش بی‏خبر از خدا است و از معنویت غافل است، پيروي نكن و از او روش نگير! سراغ این‏ها نرو!

بعد می‏گوید «وَ اتَّبَعَ هَواهُ» يعني اين آدم، كسي است که همیشه اسیر خواسته‏های شهوی، غضبی و وهمی‏ خويش است. اگر بخواهیم توضیح دهیم كه «هوا» چيست بايد بگوييم: خواسته‏های حیوانی! در یک جمله، هوا يعني خواسته‏های حیوانی. پول، براي او بت است. ریاست، بت‏ است. «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[3] در سوره جاثیه دارد چنين آدمي هواي نفساني خويش را خداي خود قرار داده است. «وَ اتَّبَعَ هَواهُ» همان است كه فرمود: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» از این‏هایی که پول و ریاست برايشان «بُت» شده است، روش نگیريد! اينها انسان را بیچاره می‏کنند. دنیا و آخرتتان را به باد می‏دهند.

این را می‏گوید، بعد مي‏فرمايد: «وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» چنين كسي کارهایش بر محور افراطی‏گری و زیاده‏روی است. حالا توضیح می‏دهم كه اين یعنی چه. ما یک افراط و تفریط داریم و یک اعتدال که میانه‏روی است. این‏جا منظور آيه زیاده‏روی است. مي‏گويد کسانی هستند که در بعد حیوانی‏شان زیاده‏روی می‏کنند و افراطی‏گری دارند.

انسان مجموعه‏اي از قوا است. در این شبهه‏ای نیست كه هم عقل دارد، هم قلب دارد، هم شهوت دارد، هم غضب دارد، و همچنين وهم دارد. یک مجموعه است. همه این‏ها هم خوب است و حتّي مقدس است. مثلاً غضب خوب است، و غضب مقدّس هم داریم، مانند تنفّر از گناه. امّا انسان نبايد افراط‏گری کند! مرزشناسی بايد داشته باشيد! اگر كسي زیاده‏روی مي‏كند و مرزشناسی ندارد، يعني مرز سرش نمی‏شود و نه بُعد انسانی سرش می‏شود نه شرعی، به درد دوستي نمي‏خورد.

اعتدال به معنای حفظ مرز انسانیت و الهیت است. آقا تو هم بعد انسانی داري و هم بُعد الهی، بعد حیوانی نيز در تو وجود دارد. نباید این بُعد حیوانی بعد الهی و انساني را در تو تخریب کند. تعبیر به افراط به اين معنا است. «وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» کارهایش را که نگاه می‏کنم، می‏بینم نه خدا سرش می‏شود نه انسانیت. فقط همان بُعد حیوانیت، پول و ریاست برايش مهم است و بس. نه عقل[4] سرش مي‏شود، نه شرع.

چه بسا این مطلب جواب به سؤال مقدّر باشد. يعني ممكن است كه کسی به ذهنش بيايد این‏که شما برای من گفتی رفیق می‏خواهی انتخاب کنی و با او مجالست و مصاحبت کنی كه بعد هم مي‏گويي چشم از او برندار، این چگونه آدمی است؟ خداوند در ادامه آيه مقابلات آن را می‏گوید و تو مي‏فهمي كه آن كه بايد با رفاقت كني كيست. این طرف را برای تو روشن می‏کند تا آن طرف هم برای تو روشن شود. به کارهایش نگاه کن! به روشش نگاه کن! چه کار دارد می‏کند؟ آيا از کارهایش می‏فهمی که به دنبال خواست خدا است يا دارد ظاهرسازي مي‏كند كه به همان هواهاي نفساني‏اش برسد؟ چه بسا به دنبال ریاست است و مي‏خواهد من و تو را فریب دهد. بحث، بحثِ سُمعه و رياكاري است ـ‏نعوذ بالله‏ـ این‏ها را نگاه نکن! ببين او در ارتباط با پول، يا ارتباط با ریاست كه سرآمد زيبايي‏هاي دنيايي است، چه رفتاري دارد.[5]

اين یک قانون کلی الهی است برای مصاحبت و معاشرت که این‏ها همه منشأ برای رفاقت هستند. رابطه‏های تنگاتنگ از آنها متولد می‏شود که در بحث آموزشی هم من گفتم آنجا یکی از محیط‏هایی است که رفاقت از آن بيرون می‏آید. اینجا هم از اين رابطه‏ها، رفاقت بيرون می‏آید. خدا قانون کلی می‏دهد. مقابلش را هم می‏گوید. با این‏ها رفاقت کن! و با این‏ها رفاقت نکن!

من چون جلسه گذشته روایتی از علی (علیه السلام) خواندم، امروز هم به دو، سه روایت اشاره می‏کنم. علی (علیه‏السلام) چه تعبیرات زیبایی دارد. حضرت مي‏فرمايد: «الصَّدِیقُ مَنْ کَانَ نَاهِیاً عَنِ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ» دوست كسي است كه انسان را از ظلم و دشمني باز دارد. «رفیق» به كسي می‏گویند كه جلوی تو را بگیرد و نگذارد تو حق‏کشی و مرزشکنی کنی. «مُعِیناً عَلَی الْبِرِّ وَ الْإحْسَانِ»[6] از این طرف وقتی كه مي‏بیند تو می‏خواهی مرز الهی را رعايت کنی و اطاعت الهی را به جا آوري، به تو کمک می‏کند. معیارهایی رفیق، این است.

«صَدِیقُکَ مَنْ نَهَاکَ وَ عَدُوُّکَ مَنْ أغْرَاکَ»[7] دوست تو کیست؟ آن‏که وقتي می‏خواهی مرزشکنی کنی، جلوی تو را را مي‏گیرد و نمي‏گذارد كه مرزشکنی کنی. به تو مي‏گويد: اين كار را نکن! این خیانت است! این جنایت است! این معصیت است! رفيق با رفيق خود اين‏طور حرف مي‏زند. «وَ عَدُوُّکَ مَنْ أغْرَاکَ» آن کسی که تو را فریب مي‏دهد، مغرورت مي‏کند و تو را به وادی مرزشکنی مي‏كشاند، دشمن تو است. كاري مي‏كند كه تو، نه شرع سَرَت بشود و نه عقل. كسي كه تو را از وادي انسانيت و الهيت دور مي‏كند، دشمن تو است.

حضرت یک تعبیر در ارتباط با ریاست دارد كه به نظر من خیلی گویا است. علی (علیه السلام) مي‏فرمايد: «عِنْدَ زَوَالِ الْقُدْرَةِ یَتَبَیَّنُ الصَّدِیقُ مِنَ الْعَدُوِّ »[8] هنگام پايان قدرت، دوست از دشمن شناخته مي‏شود. وقتی كه به ریاست[9] رسيدي دنبال تو هستند امّا همين كه مسئولیت را از تو گرفتند، همه مي‏گويند: خداحافظ! به سلامت! آن‏جا دوست از دشمن ‏شناخته مي‏شود. آنجا می‏بینید كه چه کسانی پشت کردند و رفتند و چه کسانی هم باقی ماندند. حضرت معیار می‏دهد تا کسانی را كه برای دنیا به سوی تو آمدند و معیار رفاقتی‏شان دنیا بود و چه کسانی را که معیار رفاقتی‏شان دنیا نبود، بشناسي. آنجا می‏فهمی.

قدرت در اینجا اعم است یعنی هر نوع تمکن و توانايي. چون ظهور قدرت در رياست است من اين‏طور گفتم وگرنه بحث دنيا است كه سرآمدش ریاست و قدرت مالی است. تمكّن مالي هم قدرت است. لذا تا موقعی که از نظر دنیایی دست تو پر بود با تو رفیق‏اند. امّا وقتی كه دست تو خالی شد، آنجا دیگر رفاقت بي رفاقت.

این تعبیرات علی (علیه السلام) معیار است. گفتم یک بحث اساسی اين قانون الهی است كه در باب رفاقت بايد توضيح مي‏دادم. لذا ما می‏بینیم كه قرآن به پیغمبرش می‏گوید با چه کسی رفاقت کن و با چه کسی رفاقت نکن! جهت آن هم روشن است، چون این رابطه نقش سازندگي دارد. لذا اگر طبق معیار الهی باشد، اصلاح مي‏كند و اگر نباشد، نقش تخریبی دارد و سازندگی و تخریب هم براي انسان بسيار سرنوشت‏ساز است. هم در نشئه دنیا و هم در نشئه آخرت كه جاودانه است. آن وقت در آیه داشت «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقين‏»[10] توجه کن كه با كه رفاقت مي‏كني! گروهي رفاقت‏شان به دشمني تبدیل می‏شود، امّا دوستي گروهي ديگر پایدار می‏ماند.


سخنرانی آیت الله مجتبی تهرانی(ره)


[1]. وسائل الشيعه،‌ج 20، ص 150

[2]. سوره مباركه كهف، آيه 28

[3]. سوره مباركه جاثيه، آيه 23

[4]. منظور از عقل هم عقل عملی است. چون در بحث تربیت عقل عملي در كار است.

[5]. اگر شما بخواهي‏ مطلب را باز کنی، مسائل شهوی خیلی زياد است. شخص را بايد در آن موقيت‏ها سنجيد.‏

[6]. غرر الحكم، ص 415

[7]. همان

[8]. غرر الحكم، ص 424

[9]. البته اخیراً که می‏خواهند اسمش را عوض کنند، اسم «مقام و پست» را گذاشتند «مسئولیت». فرقي نمي‏كند!

[10]. سوره مباركه زخرف، آيه 67

 
Copyright (c) 1398/03/30 پرتال مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا