ورود |عضويت پنج شنبه 30 خرداد ماه 1398
 

مواعظ و حكمتهاى اميرالمؤمنين حضرت على (عليه السلام)

الزّاهد فی الدّنيا من لم يغلب الحرام صبره ولم يشغل الحلال شكره. تحف العقول صفحه 200

زهد كه مورد نظر اسلام بوده و ائمه معصومين (عليهم السلام) به آن توصيه كرده‏اند حقيقتش طبق اين روايت دو چيز است:
اول، آن كه وساوس شيطانى و تمايلات حيوانى كه انسان را به ارتكاب محرمات، تحريك مى‏كند بر او غلبه نكند و بتواند در برابر اين مسائل، صابر بوده و استقامت كند.
دوم، آن كه نعَم الهى آن قدر او را سرگرم نكند كه از شكر خدا غفلت كرده و انسانى ناسپاس باشد، و غفلت كند كه اين نعمت‏ها از كيست؟ و زينهار كه اين غفلت، انسان را به وادى‏هاى خطرناك، مى‏كشاند.

من خطبة علی عليه السلام المعروفة بالديباج:
عباداللّه، سلوااللّه اليقين، فإنّ اليقين رأس الدّين وارغبوا اليه فی العافية فإنّ أعظم النعمة العافية فاغتنموها للدنيا والآخرة. تحف العقول صفحه 150

يقين، مراتبى دارد، و هر مرتبه‏اى از آن كه فرض شود، مرتبه‏ى بالاترى براى آن وجود دارد، لذا ائمه اطهار (عليهم السلام) با اين كه در مراتب عاليه يقين بودند باز هم از خدا طلب يقين مى‏نمودند.
دراين حديث، يقين تشبيه به رأس شده چون همانطور كه سر منشأ هدايت حركات و سكنات آدمى است، يقين هم در دين انسان چنين نقشى را دارد.
و تحصيل يقين از دو راه ممكن است: يكى تأمل و تفكر در دلائل و مبادى دين و حقانيت شرع مقدس اسلام و ديگرى توجه به ذات مقدس الهى و تضرّع و خضوع در پيشگاه با عظمت او.
عافيت كه در روايات آمده آن چيزى نيست كه ما در عرف خودمان از آن تعبير به عافيت‏طلبى مى‏كنيم، كه انسان در كنجى خزيده و در ميدان جهاد وارد نشده با وظائف بزرگِ زندگى مواجه نگردد. بلكه مراد، عافيت در اعتقاد و عمل و محفوظ ماندن از وساوس شيطانى و نفسانى است. انسان در ميدان جنگ هم بايد از پروردگار طلب عافيت كند يعنى از او بخواهد كه دچار شك و ترس و تزلزل نشود. امام سجاد (عليه السلام) در دعاى بيست‏ و سوم صحيفه سجاديه به ابعاد مختلف عافيت، اشاره كرده و آن را از پروردگار طلب نموده‏اند.

 

شرح مواعظ و حكمتهاى اميرالمؤمنين حضرت على (عليه السلام) توسط رهبر معظم انقلاب

الزّاهد فی الدّنيا من لم يغلب الحرام صبره ولم يشغل الحلال شكره. تحف العقول صفحه 200

زهد كه مورد نظر اسلام بوده و ائمه معصومين (عليهم السلام) به آن توصيه كرده‏اند حقيقتش طبق اين روايت دو چيز است:
اول، آن كه وساوس شيطانى و تمايلات حيوانى كه انسان را به ارتكاب محرمات، تحريك مى‏كند بر او غلبه نكند و بتواند در برابر اين مسائل، صابر بوده و استقامت كند.
دوم، آن كه نعَم الهى آن قدر او را سرگرم نكند كه از شكر خدا غفلت كرده و انسانى ناسپاس باشد، و غفلت كند كه اين نعمت‏ها از كيست؟ و زينهار كه اين غفلت، انسان را به وادى‏هاى خطرناك، مى‏كشاند.

من خطبة علی عليه السلام المعروفة بالديباج:
عباداللّه، سلوااللّه اليقين، فإنّ اليقين رأس الدّين وارغبوا اليه فی العافية فإنّ أعظم النعمة العافية فاغتنموها للدنيا والآخرة. تحف العقول صفحه 150

يقين، مراتبى دارد، و هر مرتبه‏اى از آن كه فرض شود، مرتبه‏ى بالاترى براى آن وجود دارد، لذا ائمه اطهار (عليهم السلام) با اين كه در مراتب عاليه يقين بودند باز هم از خدا طلب يقين مى‏نمودند.
دراين حديث، يقين تشبيه به رأس شده چون همانطور كه سر منشأ هدايت حركات و سكنات آدمى است، يقين هم در دين انسان چنين نقشى را دارد.
و تحصيل يقين از دو راه ممكن است: يكى تأمل و تفكر در دلائل و مبادى دين و حقانيت شرع مقدس اسلام و ديگرى توجه به ذات مقدس الهى و تضرّع و خضوع در پيشگاه با عظمت او.
عافيت كه در روايات آمده آن چيزى نيست كه ما در عرف خودمان از آن تعبير به عافيت‏طلبى مى‏كنيم، كه انسان در كنجى خزيده و در ميدان جهاد وارد نشده با وظائف بزرگِ زندگى مواجه نگردد. بلكه مراد، عافيت در اعتقاد و عمل و محفوظ ماندن از وساوس شيطانى و نفسانى است. انسان در ميدان جنگ هم بايد از پروردگار طلب عافيت كند يعنى از او بخواهد كه دچار شك و ترس و تزلزل نشود. امام سجاد (عليه السلام) در دعاى بيست‏ و سوم صحيفه سجاديه به ابعاد مختلف عافيت، اشاره كرده و آن را از پروردگار طلب نموده‏اند.

من وصيّته عليه السلام لكميل بن زياد:
يا كميل! إفهم واعلم إنّا لانرخص فی تركِ أداء الأمانة لأحدٍ من الخلق فمن روى‏ عنّا فی ذلك رخصةً، فقد أبطل وأثم وجزاءُه النار بما كذب، اقسم لسمعت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلّم) يقول لی قبل وفاته بساعةٍ مراراً ثلاثاً: يا اباالحسن أدّ الأمانة إلى البرّ والفاجر فيما جلّ وقلّ حتى الخيط والمخيط. تحف العقول صفحه 175)

اداء امانت از نظر اسلام بسيار مهم است. حتى اگر چيز ارزان قيمتى نزد انسان امانت باشد، بايد در حفظ آن بكوشد و به صاحبش برگرداند خواه، آن شخص مؤمن باشد و خواه فاجر و حتى كافر.
لكن بايد دانست كه امانت تنها امانت مالى نيست بلكه وظيفه‏اى كه به دوش ما است و يا اسرار ديگران كه نزد ما است همه امانت است و بايد از آن نگهدارى نمود.

من وصيّته عليه السلام لكميل بن زياد:
يا كميل! ليس الشّأن أن تصلّی وتصوم وتتصدّق، الشّأن أن تكون الصلوة بقلبٍ نقىّ وعمل عنداللّه مرضيّ و خشوع سوىّ وانظر فيما تُصلّی وعلى ماتصلّی ان لم يكن من وجهه وحلّه فلا قبول. تحف العقول صفحه 174)

از اين جملات كه حضرت، شاگرد باوفاى خود را از قشر ظاهرى به ماوراى آن و به باطن و حقيقت اعمال، نفوذ مى‏دهد، استفاده مى‏شود كه هر عملى، جسمى دارد و روحى، و اگر روح نباشد، جسم مرده و بى‏ارزش است. نبايد به پوست بدون مغز، دل خوش كنيم، لُبّ و مغز مهم است، همان طور كه امام سجاد (عليه السلام) مى‏فرمايد: «اللهم ارزقنی... لبّاً راجحاً»
در نماز هم كيفيتِ آن مهم است، بايد نماز را با قلب پاك و خضوع و كردارى كه موجب خشنودى خدا است، انجام داد. اگر نماز در مكان و جامه غصبى و غير حلال انجام شود مورد قبول الهى نيست.
البته گرچه اين روايت در مورد نماز وارد شده، ولى همه اعمال همين طور است حتى فعاليت‏هاى سياسى هم، بايد همراه با روح اصلاح امت اسلامى باشد و در غير اينصورت مطلوب ذات بارى نيست.

من وصيّته عليه السلام لكميل بن زياد:
يا كميل! لست واللّه متملقاً حتى أطاع ولاممنياً حتى لاأعصى ولا مائلاً لطعام الأعراب حتى انحل امرة المؤمنين وادعى بها. تحف العقول صفحه 175
در اين فراز از وصيت، حضرت از روش‏هاى متداول و معمولى كه اهل دنيا براى بدست‏آوردن حكومت و تحكيم و حفظ آن، به آنها متشبث مى‏شوند تبرّى مى‏جويد.
تملق هميشه، در برابر صاحبان قدرت و سرمايه و مقام نيست. گاهى يك حاكم به آحاد ملت و حتى به افراد زيردست و مطيع نيز تملق مى‏گويد تا اين كه از او اطاعت كنند.
مى‏فرمايد: من آرزوها را در دل مردم زنده نمى‏كنم و آنان را با وعده‏هاى پوچ و توخالى سرگرم نمى‏كنم تا از من اطاعت كنند، و گرايش به خوراك ساده صحرانشينان نكرده و مثل آن غذا نمى‏خورم تا از اين طريق رياست و امارت مؤمنين را بدست گيرم.
بايد توجه كرد كه اين جمله را كسى مى‏گويد كه ساده‏ترين طعام‏ها را ميل كرده، سخت‏ترين و دشوارترين شرائط را براى خود در زندگى انتخاب كرده بود. اما در عين حال مى‏فرمايد: من به خاطر حكومت، رياكارى و تظاهر نمى‏نمايم و اين مسأله براى ما، خيلى مهم است و بايد از آن درس بگيريم كه هدف و نيت ما خالص و الهى باشد و هر كار كه انجام مى‏دهيم، از متن شرع فقط براى خدا باشد.

من مواعظ على‏عليه السلام:
إنّ أحسن ما يألف به الناس قلوب اودّائهم ونفوا به الضّغن عن قلوب أعدائهم حسن البشر عند لقائهم والتفقد فی غيبتهم والبشاشة بهم عند حضورهم. تحف العقول صفحه 218)

خوش‏رويى و خوش‏برخوردى، سبب جلب محبت افراد و تأليف قلوب است. در روايت وارد شده كه: «التودّد نصف العقل». اين حديث براى همه مسئولين در نظام اسلامى و بالاخص روحانيونى كه مسئوليتى را در اداره يا نهادى عهده‏دار هستند بسيار قابل توجه است. زيرا افرادى كه براى انجام كارى مراجعه مى‏كنند، از نظر ايمان در يك سطح نيستند چه بسا يك برخورد سرد و يا يك بى‏اعتنايى به ارباب رجوع موجب شود كه او از دين زده شود و اعتقادش سست شود. و بالعكس اخلاق خوش موجب مى‏شود كه او به دين و اسلام خوشبين شده و جذب شود. «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه

من مواعظ علی عليه السلام:
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً  قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنينقال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّوانی. تحف العقول صفحه 222

هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‏اندركاران و رؤسأ جامعه، هيچ‏گاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1-
عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميم‏گيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
2-
لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن‏گير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏اى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقب‏نشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3-
مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‏ها و ضعف‏هاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4-
كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيان‏هايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدار

من مواعظ على عليه السلام:
ذلّلوا أخلاقكم بالمحاسن وقوّدوها إلى المكارم وعوّدوا أنفسكم الحلم. تحف العقول صفحه 224)

تذليل، به معناى رام‏كردن است.
در اخلاق طبيعى انسان (انسانى كه تربيت نشده) ناسازگارى‏ها و ناهمواريهايى وجود دارد و وظيفه انسان اين است كه اين ناملائمات را از بين برده و اخلاق خود را به سمت متعادل متوجه سازد، مثلاً صفت دليرى خود را به سوى شجاعت سوق دهد و نگذارد كه به صورت ذميمه تهوّر درآيد. اين كار بايد با شناسايى صفات و برنامه‏ريزى و ممارست و مجاهدت، انجام‏گيرد و تصميم‏هاى مقطعى و زودگذر نتيجه‏اى ندارد. البته يك عامل وجود دارد كه اگر در انسان پيدا شود انقلاب عجيبى در خلقيات انسان پيدا مى‏شود و آن عامل كيمياى محبت الهى است كه اگر دل انسان به سمت حق تعالى گرايش پيدا كند راه صد ساله را يك شبه مى‏پيمايد.
در فراز بعد مى‏فرمايد خود را به حلم و بردبارى عادت دهيد
حلم، تنها به معناى عصبانى‏نشدن نيست بلكه به معناى ظرفيت پيداكردن است. انسان بايد در مقابل عواملى كه او را به خشم مى‏آورد يا او را به غرور مى‏اندازد و يا به فرح و سرورهاى پوچ وامى‏دارد همچون دريايى كه رودهاى خروشان با رسيدن به آن آرام مى‏گيرند، باشد و همه آنها را در خود هضم نمايد.

 
Copyright (c) 1398/03/30 پرتال مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا